السيد عبد الكريم الموسوي الاردبيلي

87

رساله توضيح المسائل (فارسى)

عبادت‌هايى را كه بجا نياورده ، قضا نمايد و اگر دو سه روز بعد از وقت عادت خون شروع شود ، اگر واجد صفات حيض باشد ، حيض و گرنه استحاضه است . « مسألهء 456 » زنى كه عادت وقتيّه دارد ، اگر بيشتر از ده روز خون ببيند ، چنانچه مقدارى از خون داراى صفات حيض بوده و بقيه داراى صفات حيض نباشد ، بايد خونى را كه داراى صفات حيض است ، حيض و بقيه را استحاضه قرار دهد ، به شرط آن كه اولًا : خونى كه داراى صفات حيض است ، كمتر از سه روز و بيشتر از ده روز نباشد و ثانياً : خون ديگرى با آن تعارض نكند ؛ يعنى قبل از گذشتن ده روز از پايان خون اول كه داراى صفات حيض است ، خون ديگرى نبيند كه داراى صفات حيض بوده و مجموع آن و خون اول و روزهايى كه در بين آنها واقع شده ، بيشتر از ده روز باشد . « مسألهء 457 » اگر زنى كه عادت وقتيّه دارد بيشتر از ده روز خون ببيند و تمام آن داراى صفات حيض باشد و يا هيچ مقدار از آن صفات حيض را نداشته باشد و يا دو شرطى را كه در مسألهء قبل گفته شد ، نداشته باشد ، چنانچه تعداد روزهاى عادت خويشان پدرى يا مادرى او - زنده باشند يا مرده - به يك اندازه باشد و يا تعداد كسانى كه عادتشان با بقيّه فرق مىكند ، بسيار كم باشد ، در صورتى كه عادتشان كمتر از هفت روز باشد ، بايد آن را حيض قرار دهد و اگر بيشتر از هفت روز باشد ، هفت روز را حيض قرار دهد و در هر دو صورت در اختلاف روزهاى عادت خويشان و هفت روز ، بين تروك حائض و اعمال مستحاضه جمع كند و بقيه را استحاضه قرار دهد ، مثلًا اگر عادت خويشان او چهار روز باشد ، بايد تا چهار روز را حيض قرار داده و سپس تا سه روز بين تروك حائض و اعمال مستحاضه جمع كند و اگر عادت خويشان او هشت روز باشد ، بايد تا هفت روز را حيض قرار داده و سپس يك روز بين تروك حائض و اعمال مستحاضه جمع كند و اگر خويشاوندى نداشت يا تعداد روزهاى عادت آنان يك اندازه نبود ، مثلًا عادت بعضى پنج روز و عادت بعضى ديگر سه روز بود ، بنابر احتياط واجب هفت روز را حيض و بقيه را استحاضه قرار دهد . « مسألهء 458 » زنى كه عادت وقتيّه دارد و شمارهء عادت خويشان خود و يا هفت روز